جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
623
تحفة الملوك ( فارسى )
بنمايد ، رفيق و مدارا است اگر كسى او را طلب بنمايد ، تهوّر و تهتك و تجبّر ندارد ، خالص است دوستى او ، محكم است عقد او ، با وفا است عهد او ، مهربانى است احسانكننده ، حليمى است متحملشونده ، قليل است فضول او ، راضى است از خداى عزّ و جلّ ، مخالف است مر هواى نفس خود [ را ] ، و درشتى نمىنمايد بر من دون خود ، و مشغول نمىگردد به ما لا يعنى و امرى كه به آن نفع ندارد ، يارىكننده است مر دين [ را ] ، حمايتكننده است مر مؤمنين [ را ] ، پناه است از براى مسلمين ، داخل نمىشود ثناى مردمان در گوش او ، و تأثير نمىدهد طمع در دل او ، برنمىگرداند لعب و بازيچه حكم او را ، و مطلع نمىگردد جاهل بر علم او ، گوينده و كننده است ، عالم و حازم در امور و صاحب استنباط و احتياط است ، نه فحّاش و نه طيّاش و بىوقار است ، مىرسد به امور به رفق و به غير عنف ، بخشش مىنمايد به غير اسراف ، نه خدعه و نه غدركننده است ، و پا به پى كسى نمىشود ، و ظلم به احدى نمىكند ، رفيق و مداراكننده است به خلق ، سعىكننده به خيرات است در زمين ، كمك است از براى ضعيف ، فريادرسنده است مر ملهوف و مضطّر را ، نمىدرد سترى را ، و كشف نمىنمايد سرّى را ، بلاى او بسيار و شكايت او قليل . اگر ببيند خيرى را اظهار مىنمايد آن را ، و اگر ببيند شرّى را ستر مىنمايد او را ، مىپوشاند عيب و حفظ مىنمايد غيب اينكس را و اقاله مىكند عثرت و درمىگذرد از زلّت و لغزش مردمان ، مطلع نمىشود بر نصح و خيرى كه او را ترك كند ، و وا نمىگذارد طرف حيف و ميلى را كه اصلاح نكند ، امين و محكم است ، تقوادار و پاك و پاكيزه و رضادار است ، قبول مىنمايد عذر را ، و به خوبى ادا مىكند ذكر و ياد كسى را ، و نيكو مىنمايد به مردمان گمان را ، و متهم مىسازد بر عيب ، نفس خود را ، محبت بهجاى مىآورد در راه خدا به فهم و علم ، و به انجام مىرساند كارها را در راه خدا به طريق حزم و عزم ، از اندازه نمىگذرد كه با فرح باشد ، و از جاى درنمىرود كه با مرح و نشاط باشد ، مذكر است مر عالم را ، و معلّم است مر جاهل را ، از براى او توقع داهيه و بليّه نيست ، و ترسيده نمىشود بر او از غايله و هلاكتى ، هر عمل و سعيى خالصتر است در نزد او از عمل و سعى خودش ، و هر نفسى بهتر و صالحتر است در نزد آن از